طراحی وبسایت و ساخت سایت تیم راهکارهای وب

 

طراحی وبسایت و ساخت سایت تیم راهکارهای وب

 

در طراحی وبسایت و ساخت سایت یک وبسایت تشکیل شده است فایلها و تصاویر مختلف که توسط طراح سایت ایجاد و بارگذاری میگردد ،که در تعداد مشخصی از فایلها در هر دسته ایجاد میگردد و برای طراحی سایت صفحه ای خاص مرتب شده اند،مانند چیدن و منظم کردن فایلها و عکسها در کامپیوتر خودمان. صفحه اصلی یا Homa Page یک سایت معمولا" default.htmlیا index.html یا index.htm نامیده میشود ولی با اسمی مختلف نیز می توان آنها را صدا یا بارگذاری کرد و این مهم صرفأ بسته به سلیقه طراح سایت ما دارد. در طراحی وبسایت و ساخت سایت وقتی یک سایت اینترنتی را تایپ میکنیم (مثلا" www.npco.net)، مرور گر کامپیوتر ما از طریق Domain ما ما به سراغ Hosting سایت ما میرود که این آدرس آمده است، و برای سافتم آدرسی که ما از طریق Domain داده ایم را جستجو میکند اگر فایل یا صفحه ی مورد نظر را در آن وبسایت پیدا کند، این فایل( یا صفحه) را صدا میکند و محتویات آنرا نمایش میدهد . فایل index.html ترکیبی می باشد و متون و تصاویر و عکسها و جداولی که ما بارگذاری کرده ایم استفاده میکند .متن مورد نظر در خود سایت موجود می باشد این مهم در حالی است که طراح سایت ما ممکن است مطالب و عکسهای آن صفحه خاص را در پوشه های مختلفی بارگذاری کرده باشد و ممکن است بعضی از نوشته ها وتصاویر یک صفحه به یک پوشه یا صفحه ای دیگر لینک داده شده باشد .(یعنی می توان با کلیک روی آن صفحه به آدرس یک صفحه طراحی شده دیگر هدایت شد) این اطلاعات در یک فضای میزبانی به نام Hosting وجود دارد که مجموعأ یک وبسایت را می سازند.

در ادامه به طور مختصر توضیحاتی در مورد مسائل مربوط به چگونگی طراحی سایت اینترنتی چیست در مدلهای مختلف اشاره میکنیم:

 

1. انتخاب یک نام مناسب برای سایت مورد نظر ما

 

2. ثبت Domain name (نام سایت دلخواه) در اینترنت داخلی و خارجی

 

3. طراحی نرم افزار و پنل مدیریت محتوا و طراحی گرافیک اختصاصی برای سایت

 

4. خرید هاست و یا سروی های میزبانی ویندوز و یا لینوکس بسته به طراحی سایت انجام شده

 

5.بارگذاری سایت طراحی شده بر روی فضای میزبانیلینوکس یا ویندوز تهیه شده و افتتاح اولیه سایت

در طراحی سایت به کاربرانتان احترام بگذارید تا مشتریان بیشتری جذب کنید!

نرم افزارها و یا در اصطلاح CMS های مورد نیاز در طراحی وبسایت و ساخت سایت:

تیم بزرگ راهکارهای وب  websolutiontools.com

شالوده اصلی طراحی سایت و طراحی وبسایت بر اساس Microsoft .NET Framework می باشد. استفاده از فناوری .NET و یا PHP با انعطاف پذیری، قابلیت اطمینان بالا، نوآوری و امنیت مثال زدنی خود قابلیت های بسیاری را برای وب مستران وطراحان سایت به وجود می آورد ، که از جمله ی آن قابلیت مدیریت سورس ها، پشتیبانی از ماژولها و افزونه ها،همگون شدن با روش انتخابی پروژه و وابسته نبودن به یک زبان برنامه نویسی و برنامه نویس خاص است.ضمن آنکه شالوده و زیرساختهای نرم افزار .NET و یا PHP به عنوان پایلوت اصلی اجرای یک پروژه طراحی سایت خواهد بود ، امکان استفاده از ابزارهای کاربردی جانبی دیگری که سازگار با ویندوز و یا لینوکس هستند را برای مدیر سایت بوجود می آورد استفاده از طراحی سایت های ماژولار برای توسعه های بعدی خیلی به وب مستران کمک مینماید .ضمن آنکه هزینه های دوباره کاری (reworking) را در زمان بروزرسانی های و یا توسعه های آتی می کاهد بانک اطلاعاتی MS SQL SERVERو SQL Server دو بانک اطلاعات رایج برای تولید بانکهای اطلاعاتی هستند

_چرا باید بررسیهای و سخت گیریهای امنیتی برای سایت در نظر گرفت؟

 

مخاطبین اینترنت به هنگام ورود به سایت توسط نرم افزارهای امنیتی بررسی می شوند،سپس در صورت تأیید نر م افزار امنیتی سایت به ایشان اجازه داده می شود تا از امکانات و برنامه های سایت استفاده نماید و در صفحات مختلف سایت طراحی شده برگردد

مدهای مختلف وبسایت در طراحی وبسایت و ساخت سایت:

سایت ها ی اینترنتی بر اساس کاربرد و زبان برنامه نویسی به چند دسته مختلف تقسیم می شوند که عبارت است از:

 

طراحی سایت در کرج (لیست قیمت+مشاوره رایگان) - تابستان 1402

اپلیکیشن یا موتور پول سازی ؟ - تیم راهکارهای وب

تیم راهکارهای وب - تیم بزرگ دیجیتال مارکتینگ در ایران ?

خدمات سئو SEO به صورت حرفه ای + مشاوره (2023) - راهکارهای وب

خدمات طراحی سایت | ? طراحی سایت جذاب ، حرفه ای در سال 2023

ده سوالی که قبل از سفارش سایت باید از طراح خود بپرسید - تیم راهکارهای وب

سئو در اصفهان + (?خدمات سئو و مشاوره حرفه ای سئو) 1402

سایت استاتیک یا ثابت در اصل برای توسعه های آتی کاملأ به به طراحی حرفه ای یا نیمه حرفه ای سایت نیاز دارند و اصلأ مالکین و مدیران آن سایتها نمی توانند مطالب و محتوای آنها را بروز نمایند. زبان برنامه نویسی اینگونه از سایت ها در بیشتر موارد HTML و Java Script میباشد که برای همه طراحان سایت بعنوان پیش فرض انتخاب می شود که اگر طزاح سایت ما تخصصی تر باشد و یا با یک طراح سایت حرفه ای طرف باشیم معمولأ از CSS نیز استفاده میکنند از آنجا که از حجم کمتری از برنامه نویسی دستی و کدهای اپراتوری در طراحی وبسایت های استاتیک استفاده میگردد، سرعت نمایش در مرورگرها (Loading) بالایی دارا می باشند. علاوه براین کاهش حجم کدها خوانایی بیشتر سایت توسط موتور های جستجوگر را به دنبال دارد.این موارد سبب بهتر شدن وضعیت آنها با توجه به حجم اینگونه ستینها در موتورهای جستجوگر از جمله Google عملکرد بهتری از خودشان نشان میدهد و این مهم سئو سایت بسیار حائظ اهمیت است در ضمن این گونه سایتها قیمت پایین تری را نسبت به سایر سایت ها که بهصورت داینامیک و یا با ابزارهای دیگر تولید می شند را دارا هستند . بکار گیری طراحان سایت حرفه ای و شرکتهای کهنه کار در این صنف همانند شرکت نونگار پردازش و امثالهم با توجه به آشنائی کامل به این مهم و اجرای پروژه های متشابه زیاد در این حوزه می تواند ما را به هدفمان از طراحی سایت نزدیکتر نماید و با استفاده از تکنیکهای روز سئو می توان این مهم را بیش از پیش تقویت نیز نمود .

منبع : تیم بزرگ راهکارهای وب  websolutiontools.com

۰ ۰

چگونه شادی عمیق دورنی را به خویشتن خویش فرا بخوانیم

بسیاری از محققان معتقدند که با استفاده از شش عادت زیر، ما این قدرت را داریم که خوشحال باشیم. یک خوشحالی واقعی!

شما این قدرت را دارید که امروز واقعا شاد باشید. این گفته‌ی گروه بسیاری از پژوهشگران، روانشناسان و مربیان زندگی است که رازهای شادی را آشکار می‌کند. در واقع روانشناسی و پیشنهدات آن فقط بهشرط اجرا و عمل فرد بیمار است که می تواند بر تمای جنبه های زندگی وی تاثیری شگرف و باورنکردنی بگذارد.

آنها می‌گویند شادی واقعی، خیلی بیشتر از یک لبخند بر روی صورت است. در واقع روشی است که ما به دنیا نگاه می‌کنیم. افراد شاد، روی پیروزی‌ها و معجزات کوچک، بیشتر از مشکلات تمرکز می‌کنند و به جای گرفتار شدن در ترس و نگرانی، در هر موقعیتی احتمالات خوب را می‌بینند.

آنها در مقابله با مشکلات، اعتماد بنفس دارند و با هدف زندگی می‌کنند. شما هم می‌توانید این حالت ذهنی را داشته باشید، حتی اگر در حال حاضر در زندگیتان، نا امید هستید. اگر معمولا بدبین هستید یا بمدت طولانی بدبین بوده‌اید، شش عادت زیر را بپذیرید و آنها را بکار ببرید:

 

آمال و آرزوهایتان را به بخت آزمایی ربط ندهید

 

اگر از بسیاری از ما پرسیده شود که چه چیزی ما را خوشحال می‌کند و چه شانس‌هایی باعث تغییر شرایط ما می‌شود، می‌گوییم وقتی خوشحال خواهیم بود که در قرعه کشی برنده شویم، شغل بهتری داشته باشیم یا وزنمان کاهش یابد.

ویلیام فیلیسون، دکتر و روانشناس دانشگاه ویک فارست در وینستون که در مورد شادی مطالعه می‌کند می‌گوید: در جامعه، باور داریم که شادی، چیزی است که از بیرون می‌آید و برای ما اتفاق می‌افتد. اما در واقع، شادی از درون می‌آید و بستگی به این دارد که در مورد زندگیتان چگونه فکر می‌کنید.

مطمئنا رویدادهای بیرونی و اشیاء مادی مانند یک ماشین جدید، یا حقوق بیشتر می‌توانند به شما احساس خوشبختی دهند؛ اما آن احساسات، دائمی نیستند. شما می‌توانید دیدگاهتان را طوری تغییر دهید که چه کاهش وزن، برنده شدن در قرعه کشی یا افزایش حقوق داشته باشید یا نه، احساس آرامش و اعتماد بنفس کنید.

به دنبال آرامش باشید

 

با قبول این عادت شروع کنید: چند دقیقه در روز را در تنهایی و سکوت بگذرانید. سوزان ویلیس، دکتر و مربی زندگی می‌گوید: واقعیت‌های زندگی مدرن، معمولا ما را مجبور به فکر کردن در مورد مسائل نگران کننده می‌کند. مثلا شما درباره‌ی این چیزها فکر می‌کنید: امروز چه کاری باید انجام دهید، ? دقیقه پیش، چه چیزی گفته‌اید یا در مورد تماس تلفنی فردا که نگرانش هستید فکر می‌کنید.

یک زمان ساکت و آرام به شما این امکان را می‌دهد که آن سر و صداها را قطع کنید و متوجه شوید که واقعا چه چیزی برایتان مهم است. سوزان پیشنهاد می‌کند که ساعتتان را ?? دقیقه زودتر از وقت بیداری معمولتان تنظیم کنید (قبل از بیدار شدن اعضای خانواده یا زنگ خوردن تلفن) و به یک اتاق ساکت بروید.

در دفتر وقایع روزانه‌تان چیزی بنویسید، تمرینات تنفسی پاکسازی ذهن انجام دهید یا فقط یک شمع روشن کنید و آرام بنشینید. این تمرین، به شما کمک می‌کند که به دو روش شادی را پیدا کنید.

در مقالات مجله سلامتی و روانشناسی ماورای سلامت به مبحث تمرین های سکوت و مدیتیشن جهت دستیابی به آرامش درونی مفصل تر پرداخته شده است.

اول، جلوی ترشح هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول را می‌گیرد. اگر این هورمون‌ها تولید شوند، شما مضطرب، تحریک پذیر و ناراضی می‌شوید.

دوم، پزشکانی که در زمینه‌ی بودیسم و یوگا فعالیت می‌کنند معتقدند هنگامی که یاد بگیرید این نداهای درونی را ساکت کنید، چیز جالبی اتفاق می‌افتد. استفان کوپ، محقق مرکز یوگا و سلامت در لنوکس می‌گوید: هنگامی‌که شما آرام و ساکت هستید، پاسخ سوال «چه چیزی مرا خوشحال می‌کند؟» خود بخود مشخص می‌شود.

در زندگیتان، بدنبال خیر و خوبی باشید

 

کارشناسان می‌گویند اگر می‌خواهید واقعا خوشحال باشید، عادت کنید که در زندگی‌تان بدنبال خوبی باشید. هر روز لیستی از پنج چیزی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید تهیه کنید. شاید از چرت زدن روی نیمکت یا در آغوش گرفتن فرزندتان لذت می‌برید یا از اینکه وقت دارید تا با همسرتان شام بخورید، خوشحال و سپاسگزارید.

اینکه چطور این قدردانی را انجام می‌دهید به خودتان بستگی دارد. برخی از کارشناسان توصیه می‌کنند که آن ? چیز را قبل از خواب بنویسید. بنابراین بطور ناخوداگاه با یک احساس مثبت به خواب می‌روید. بعضی دیگر پیشنهاد می‌کنند که قبل از هر وعده‌ی غذایی، در ذهنتان آنها را بررسی کنید. می‌توانید هر روز روی ? چیز ثابت تمرکز کنید یا هر روز یک لیست جدید تهیه کنید.

 

مانند یک دوست، با خودتان رفتار کنید

 

اگر به روش‌های منفی با خودتان صحبت کنید، نمی‌توانید خوشحال باشید. سوزان می‌گوید: چیزهایی که به خودتان می‌گویید، روی اخلاق و بدنتان تاثیر می‌گذارد.

افکار منفی باعث ترشح هورمون‌های استرس می‌شود و در نتیجه احساس بدتری پیدا می‌کنید. بسیاری از ما، یکسری انتقادات تند و خشن داریم که بی وقفه در ذهنمان در جریانند. اگر شما با این نوع صحبت کردن، شانس خود را برای رضایت و آرامش درونی از بین می‌برید، تصمیم بگیرید که با خودتان مانند یک دوست خوب صحبت کنید.

قول دهید که به افکارتان توجه کنید و وقتی متوجه افکار منفی شدید، آنها را با افکار مثبت جایگزین کنید.

 

کسی را به شام دعوت کنید

 

عادت دیگری که می‌تواند شما را به خوشبختی واقعی برساند، بخشنده بودن است. استفان کوپ می‌گوید: «بودا می‌گفت اگر ما قدرت بخشندگی را برای ایجاد شادی درک می‌کردیم، هرگز به تنهایی غذا نمی‌خوردیم.» او توصیه می‌کند که بیشتر کارهای سخاوتمندانه انجام دهید.

همه‌ی ما انگیزه‌های طبیعی برای بخشندگی داریم. مثلا ممکن است به ذهنتان خطور کند که یک دوست تنها را به شام دعوت کنید، به عمه‌ی پیرتان زنگ بزنید یا برای همکارتان قهوه بگیرید.

شاید بهانه بیاورید که وقت ندارید یا نمی‌خواهید پول خرج کنید. اما دفعه‌ی بعد که یکی از این افکار به ذهنتان رسید، به آن عمل کنید. بخشش، باعث ایجاد شادی می‌شود، هم در کسی که می‌بخشد و هم در گیرنده. آن احساسات خوب می‌توانند بمدت طولانی باقی بمانند.

 

یک لیست از لحظات شاد تهیه کنید

 

در نهایت برای شاد بودن، شما باید استعدادهای خود را بشناسید و هر روز از آنها استفاده کنید. بسیاری از مردم، زندگیشان را صرف تلاش برای رفع نقاط ضعفشان می‌کنند (صفاتی مانند بی نظمی، زود عصبانی شدن یا کمرویی شدید).

بجای اینکه روی نقاط ضعف‌تان تمرکز کنید، برای نقاط قوت‌تان، بیشتر انرژی بگذارید. توجه کنید که وقتی لبخند می‌زنید، در حال انجام چه کاری هستید. حداقل یک هفته، لیستی از این لحظات شاد تهیه کنید و در روز بعد، آنها را مطالعه کنید. تعدادی از لحظات شاد خود را انتخاب کنید و با خودتان قرار بگذارید تا جایی که می‌توانید، آن‌ها را تکرار کنید.

 

 

http://www.wikidot.com/user:info/tobi-metz

https://www.atlasobscura.com/users/tobimetz3

https://trello.com/u/tobimetz3

https://500px.com/p/tobimetz3?view=photos

https://www.tetongravity.com/community/profile/TobiMetz3/

https://www.authorstream.com/TobiMetz3/

https://www.f6s.com/tobi-metz

https://www.intensedebate.com/people/TobiMetz3h

https://www.openlearning.com/u/tobimetz-rilx26/

 

 

۰ ۰

انواع روش های بازسازی پوست و جلوگیری از پیری

چه بخواهیم و چه نخواهیم پیری رخدادی است که در زندگی همه روی می‌دهد و راه گریزی از آن نیست.

 

تغییراتی که در پوست صورت ایجاد می‌شود مانند بروز چین و چروک‌ها، از مشهودترین علائم روند افزایش سن هستند. اگرچه راهی برای ممانعت از پیر شدن وجود ندارد، اما می‌توان با روش‌های بازسازی پوست تا حد امکان ظهور نشانه‌های افزایش سن روی پوست را به تعویق انداخت  و همچنان زیبایی و درخشندگی پوست خود را حفظ کرد. در این نوشتار از مجله ماورای سلامت می‌خواهیم به این مقوله بپردازیم.

بازسازی پوست چیست؟

پوست صورت را با روش‌های مختلف جراحی و بدون جراحی بازسازی می‌کنند. با توجه به عمق درمان پوست، روش‌های بازسازی با هم تفاوت دارند. بازسازی می‌تواند تقارن را به صورت بازگرداند. حتی می‌توان به صورت موضعی برای درمان چین و چروک‌ها، شل شدگی و افتادگی پوست و جای زخم‌ها اقدام کرد. اگر به این‌دست از مطالب علاقه دارید، مطلب لایه‌برداری پوست با ? ماده خانگی شگفت‌انگیز را در مجله زیبایی و سلامتی ماورای سلامت بخوانید.

 

انواع روش‌های بازسازی پوست

لیفتینگ

لیفت کردن یکی از روش‌های جراحی زیبایی پوست است و در واقع افتادگی‌های پوست را درمان می‌کند. این درمان برای بازسازی یا رفع آسیب‌های وارد شده به پوست انجام می‌گیرد. با لیفت کردن ظاهر پوست بسیار شاداب‌تر و جوان‌تر به‌نظر خواهد رسید.

کربوکسی تراپی

در این روش درمانی، گاز دی اکسید کربن، که گازی غیرسمی است را زیر پوست تزریق می‌کنند تا از این طریق مشکلات ناشی از گردش خون و تجمع چربی در مویرگ‌‌های زیر پوست حل شود. این درمان به کلاژن‌سازی، رفع تیرگی دور چشم و صاف شدن پوست کمک می‌کند.

میکرونیلدینگ

در روش میکرونیلدینگ با استفاده از سوزن‌های بسیار باریک با قطری در حد چند میکرون، صدها حفره ریز روی پوست ایجاد می‌شود و پوست را مجبور به ترمیم و کلاژن‌سازی می‌کند.

 

میکرودرم

میکرودرم ابریژن را با ابزاری خاص انجام می‌دهند که دارای نوعی بلور ظریف از جنس اکسید آلومینیوم است و لایه بسیار نازکی با ضخامت میکرون را از روی پوست برمی‌دارد. از طرفی مکش نیز روی پوست ایجاد می‌شود و علاوه بر جمع کردن لایه‌های برداشته شده، جریان خون زیر پوست را نیز بهبود می‌بخشد.

مزوتراپی پوست

روشی است که با تزریق زیر جلدی، محلولی ساخته شده از عصاره گیاهان، انواع ویتامین‌ها، اسید‌های آمینه و مواد ضروری به بازسازی پوست صورت کمک می‌کند. با مزوتراپی می‌توان پوست را شاداب کرد و تیرگی‌های دور چشم را رفع نمود.

 

مزایای بازسازی پوست

این عمل علاوه‌بر اهداف زیبایی و بازگرداندن جوانی، سبب پاکسازی پوست نیز می‌شود. روش‌های بازسازی کمک می‌کنند تا جای جوش و آکنه نیز از بین برود و این‌گونه لک‌ها روی پوست باقی نماند. یکی از مهم‌ترین مزایای آن، بهبود کیفیت زندگی افراد است. جوان‌تر و زیباتر به‌نظر رسیدن، جذابیت افراد را بالا می‌برد و روحیه شادابی به آن‌ها می‌بخشد.

 

https://www.pinterest.com/pin/1114218764035450323/

https://express.adobe.com/page/d7Q26d1b1l1FT/

https://sites.google.com/view/mavarayesalamat/home

https://twitter.com/MdTarik71524315/status/1572886712988356608

https://androidiosapps24.car.blog/2022/09/22/mavarayesalamat/

https://myspace.com/tobimetz3

https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:share:6978652785470783488/

https://www.goodreads.com/user/show/156361832-tobi-metz

https://disqus.com/by/tobimetz3/about/

 

 

 

۰ ۰

پایان نامه ارشد(بررسی و تحلیل بازداشت اموال منقول در اجرای احکام مدنی)

بررسی و تحلیل بازداشت اموال منقول در اجرای احکام مدنی و اجرای مفاد رسمی لازم الاجراء



۰ ۰

پایان نامه ارشد ( حق ازدواج در حقوق موضوعه ایران )

حق ازدواج حقوق موضوعه



برای توضیحات بیشتر بر روی عنوان زیر کلیک کنید

پایان نامه ارشد ( حق ازدواج در حقوق موضوعه ایران )
۰ ۰

پایان نامه ارشد (بررسی اصول و تشریفات دادرسی در داوری)

بررسی اصول و تشریفات دادرسی در داوری



برای توضیحات بیشتر بر روی عنوان زیر کلیک کنید

پایان نامه ارشد (بررسی اصول و تشریفات دادرسی در داوری)
۰ ۰

Short kids stories

Short kids stories

 

 

Anti and Antolon story

 

 

z4_pmfi.jpg

 

One cold autumn day, a little ant named Anti wanted to take home a big piece of biscuit with all his might! He used to stand a little behind biscuit and push it. He would stand in front of it for a while and pull it with his hands and try to make it move!

As he was trying, one of his friends, whose name was Antolon, stood next to him and said:
Hello Anti! what are you doing? And when his eyes fell on the biscuit, he said:
Wow, what a big biscuit! It must be very heavy! Do you want me to help you?

Anti said:
No thanks! I can take it myself!

Antolone said:
This is very heavy! How are you going to take it alone? It is gonna be a hard work!

Anti said:
No! It is not difficult at all! I am very strong and I can handle it myself! Don’t you know that we ants can lift and move loads heavier than ourselves?!

Antolone said:
I did not say that you are not strong! By the way, you are very strong and powerful! And you are right! Ants can do this! But everything has a limit! For example, can we ants lift a big tree branch? Obviously we can’t! So we have to do our work together!

Anti said:
No need to cooperate! I always do my work myself and I don’t need anyone!

Antolone said:
OK! as you like! But if you need help, you can count on me!

Antolon left and Anti started pulling and pushing the biscuit again! It was almost noon and Antti still couldn’t shake the biscuit! He was very hungry! He said to himself:
Maybe if I eat a little of the biscuit, it will be lighter and I can move it! So he started eating biscuits!

When he was full, he looked at the biscuit and realized that its size had not shrunk too much! But he still stuck to his words and was not ready to ask anyone for help!

It was sunset and Sun went to sleep! Anti was tired, but he was only able to move the biscuit a little! That’s why he sat down on the floor and looked at the biscuit! He said to himself:
If I had accepted Antolon’s help in the morning, I would be sitting in my warm and soft house now!

But there was no one to help him! He looked around but did not see anyone! He looked above his head and suddenly he saw Busy, the little bee, flying! He called Busy and begged him to tell Antolon to come to his aid!

 

 

Panda’s magic pencil story

 

 

One sunny day, little panda was tidying his room and putting his books inside the shelf. He would put some books that he had not yet read in front of him so that he could read them sooner.

When he was tidying up under his bed, he suddenly hit a big colored pencil. He took it out from under the bed and looked at it. He did not remember that he had such a large pencil before! He thought to himself:
Maybe I lost this pencil a long time ago and that’s why I don’t remember it!

That’s why he put the pencil on the table and went to arrange the rest of his room! After eating lunch, little panda decided to draw! He wanted to use his big pencil! He had a craving for a big delicious cake, so he painted a beautiful cake and when he was done, he blew on the drawing to remove the crayon powder from it. But suddenly a cake appeared on the table! The little panda was a little scared at first, but when he looked closer, he realized that this was the same cake he had painted.

He slowly moved his hand forward and ate a piece of it. It was very delicious! At that moment, a great thought came to the little panda’s mind! He could draw any food he wanted so that he could and eat it!

From that day on, the little panda painted and ate everything he wanted, such as chocolate, chips, ice cream and puffs, and even very fatty foods such as pizza and lasagna!

It went on like this for a while and the little panda had gained a lot of weight. He was walking very hard and could not fit in the chair in his room anymore!

His belly had grown so much and had come forward that he could no longer see his legs! Until one day after eating a piece of pizza that he had painted, he had a severe stomachache! He got dizzy and fell to the ground!

When he opened his eyes, Dr. Goat was standing above him! He said to the little panda:
You ate too much! From now on, you should be careful about what you eat and you should exercise!

When Doctor Goat left, Little Panda took a look at his own image in the mirror! and He was very surprised! He was very fat! Big belly and big hands and feet! He got so upset!
Now he understood why he walks so hard and can’t play with his friends like before! From that day on, the little panda started to exercise and eat healthy food! Once he wanted to throw away his magic pencil! But he thought to himself:
Why should I throw it away?! I can paint healthy foods with it! Like apples, oranges, lettuce and broccoli!

Every day that passed, the little panda got healthier and felt better! He had turned into the same cute and beautiful little panda and could play with his friends again!

 

For see more short stories for kids click here and here ….

۰ ۰

Thumbelina Fairy tale Story for kids

Thumbelina Fairy tale Story for kids

 

 

 

 

Today my little listeners, I’m gonna tell you the story of Thumbelina!

Once upon a time, there was a woman living alone in a distant village. She was feeling only after the tragic death of her husband. She always wanted a child, but she hadn’t any. One day, she decided to visit her good friend who was also a witch.

The witch, gave her a grain of barely and said:

go home and plant this.

so the woman did so.

The very next day, a beautiful Tulip flower had grown from the grain. It was so beautiful. the woman hadn’t seen any flower like this in her life. When the flower blossomed, there was a pretty little girl inside it. The girl was no bigger than a thumb.

The woman fell in love with the girl and named her: Thumbelina

Thumbelina took away the woman loneliness. Woman would always tell her stories during the day. Sometimes woman would made a boat out of tulip petal which Thumbelina could row in a plate of water with it!

The woman made a bed with a walnut shell and a blanket out of rose petal for her. So Thumbelina had a soft and cozy bed to sleep every night.

One night, While Thumbelina was sleeping, a frog came by and see her through the window!

Wow! Such a beautiful girl! She would be a great bride for my son! He thought to himself.

So he grabbed Thumbelina and headed back to his house. Seeing his future bride, his son was happy.

I will marry her, daddy! But first, I have to build her a beautiful house.

Ok son! So until then, I will put her on the water lily in the middle of the pond so she doesn’t run away.

 

 

So the frog put Thumbelina on the lily leaf in the middle of the pond.

Thumbelina tried so hard to escape, but she couldn’t. So she burst into tears. Two minnows who were sitting under the leaf, heard her crying:

Why are you crying little girl? They asked. What’s the matter?

Thumbelina started to tell her story. When she finished, minnows decided to help her. They started nibbling the lily stem. It was soon after when the stem broke and the leaf floated away with Thumbelina.

But Thumbelina’s happiness didn’t last long. An ugly Beetle came and took Thumbelina to his house! The beetle called his friends and showed them his pretty new prisoner. But they weren’t happy to see Thumbelina!

Oh my friend! You should let her go! She is very different from us. She doesn’t belong here. you better let her go. Said his friends.

So the beetle dropped our Thumbelina in the long grass and flower.

Although she was happy that she was free from her captors, she didn’t know her way back to home! Days came by and she would eat the pollen of the flowers and drink the dew from their leaves.

One day as she was walking, she accidently saw a house that was made of mud. Its entrance was strange and round. She knocked one the door and waited. After a while, a mouse opened the door.

Hello little guest! I think it’s cold out there! Do you wanna come in? Said the mouse.

Yes! thank you!

So what is your story tiny girl?

Thumbelina started to tell the whole story for her new friend.

Don’t worry at all! You can stay here as long as you want.

So Thumbelina started her new life in her new house. She wanted to be useful, so she would cook food every day and tell stories for little mouse.

One day, when Thumbelina was cooking, mouse came by and said:

I invited a good friend of mine. He is one of the richest mice ever.

So Thumbelina cooked a delicious dinner. That night, all three of them talked and had a great time at the dinner table. The rich mouse fell in love with Thumbelina and said:

I will marry you! I want you to come with me and visit my house!

Thumbelina had no choice, So The three of them headed to the house of the rich mouse. in the middle of their journey, they reached a tunnel where they found an injured swallow.

What is he doing down here?! He should be in the air! Said the rich mouse rudely and kicked the swallow!

Thumbelina was shocked.

How could anyone treat another like this! Oh dear! She thought!

 

 

So she ran away when she got a chance. She hid behind a rock and waited for the mouse to go! Then she came back and took care of the swallow until he was fine and healthy again. It was spring and the swallow was able to fly again.

I have to go and find my family! They went to a warmer place! come with me! We’re gonna have so much fun! Said the swallow!

But Thumbelina had enough adventure! So she said goodbye to the swallow and he flew away!

months passed and Thumbelina was still wandering in the nature when she stumbled upon the rich mouse again!

OH my beloved tiny bride! I’ve been looking for you for months! Now that I found you, you have to marry me!

Thumbelina knew that there is no way out of this!

OK! But please let me spend just one day more in the open air before coming with you to your underground house.

As she was spending her last hours in the open field, she heard a familiar voice:

Come! Come away with me where your sprit will always be free! Said the swallow!

Happy of meeting her old friend, she agreed to go on a trip with him. She hopped on his back and they took of. They flew over forests, oceans and lands!

When they reached the land of flowers, The swallow landed Thumbelina on a beautiful rose petal and said:

This is the kingdom of flowers! And This is their king!

He was a handsome young king with a pair of wings who was surrounded by lovely flowers. The king immediately fell in love with Thumbelina!

Will you marry me?

Yes!

As happiness spread across her face, she grew tow beautiful wings and became the flower Queen! Soon there was a wedding and they lived together happily ever after.

 

For read more about Thumbelina Fairy tale Story for kids click here and here

۰ ۰

2 free moral stories for kids

2 free moral stories for kids

 

 

Stella and the sun moral story for kids

 

 

z5_bmr5.jpg

 

once upon a time there was a cute girl named Stella who liked to climb everything. She was going up on the chair! She used to climb on the table and in short, she climbed on everything! She even climbed trees.

Stella wanted to climb so high that she could catch the sun with her little hands! One day, Stella’s parents took her to a very, very high mountain! Even though Stella became very tired on the way. She was was happy Because she knew that when she reached the top of the mountain, she would be very close to the sun and she thought that she could take it from the sky for herself.

After hours of climbing, Stella and her mother and father reached the top of the mountain! But the sun was still in the sky and Stella could not reach it. That’s why she turned to his father and said:
Dad! Can we take the sun home with us?

Stella’s father tried to take the sun, but after a little effort he said:
No! My hand does not touch the sun!

But suddenly a thought came to his mind! He said to Stella:
Maybe if you sit on my shoulder, you will reach it!

Stella sat on dad’s shoulders with her mother’s help. When Dad stopped, Stella was closer to the sun! Stella stretched her hand and stretched until finally she was able to hold the sun in her hand. Stella smiled happily! Now she could take the sun home to keep for herself! But as soon as Stella put the sun in her pocket, everything got dark and it started to get cold! But it didn’t matter to Stella! Because the sun was in her pocket and it warmed her! Stella was so happy that she didn’t notice any of this happening!
After playing with the sun for a while, Stella said:
We have to go back home so I can show the sun to my friends and play together!

A few hours later, when Stella and her parents arrived in the city, everyone in the city was sleeping, because it was night! Stella waited for a few more hours, but still it was not morning and no child came out of the house. All the houses were closed. All the flowers had faded and a cold wind was blowing.
When Stella saw that the morning did not come, she put the bright and luminous sun in the drawer and fell asleep!

A few hours later he woke up with a sound! The children were singing in the street! They read one poem after another:
It’s dark everywhere
how cold the weather is
I wish the sun would return to the sky
Golden and bright sun
where are you?
Maybe someone came
He took you and put you in his pocket!
kind sun
come back to the sky

Stella quickly went to her friends and said:
Guys! Guys! I didn’t know that if there is no sun, it will be cold everywhere and the trees will dry and the sky will be dark!

Do you know where the sun is? children asked confused.

Stella told the story to her friends and showed the sun to her friends! All the children’s eyes sparkled! All of them wanted to take the sun for themselves! But they understood that if they take the sun for themselves, the whole world will be dark and it will never be morning again! That’s why they said:
Stella! Where did you get the sun? We have to put it back in its place!

 

Read more: 100+ moral stories for kids

 

 

Timmy, the king of jungle moral story for kids

 

 

 

In a green forest, many small and big animals lived. Every morning, when the sun rose, all the baby animals gathered by the river and played together! Then they would sit and eat the food that their mother had prepared.

Timmy was a little tiger cub who happily woke up every morning, took his food bowl, and went to the river! But when it was time to eat, he would always take his food dish and go behind the trees and eat secretly. One day when he was eating his food, he heard laughter! He looked behind him and saw baby lizard and baby lion laughing loudly!

Timmy asked angrily.
Why are you laughing?

The baby lion said:
Ah! Do you want me to give you some of my food to eat?

Baby lizard said:
Do you only eat so much with your big body?

Timmy was upset and ran home crying! When her mother saw her crying, she asked sadly:
Dear son! What happened?

Timmy cried:
Baby animals bring a lot of food with them every day! But I am an intelligent tiger cub; my food is the least!

His mother said:
Well, I will feed you as much as you like! Are you hungry?

Timmy said:
No!

His mother said:
So why are you crying?

Timmy said:
Because the kids make fun of me and say that I eat the least! They say that whoever eats more is stronger!

Timmy’s mother said:
It’s not like that, my son! Everyone eats as much as he can! They eat all the meat their father brings them every day, but you keep some of it in a safe place every day.

Timmy asked:
What does it mean? A safe place?

His mother said with a laugh.
You will understand what I mean later!

Days passed and passed until one day, the crow woke everyone up and said:
I have hot news! The king of the jungle has woken up! The race is on its way! What does the king think? All the people of the forest! Please, everyone, come to the shelter! We must go to see the lion king, the king of the jungle.

All the animals went to the big lion sanctuary with their babies! The lion came out of his shelter and said to the animals:
Today I want to choose the future king of the jungle.

All the animals were happy to hear this news. Lion continued:
But choosing the king of the jungle takes work. That’s why we have to hold a contest! Any baby animal that can bring the crown of the king of the jungle from inside the cave of the mountain will become the king of the jungle!

The next day, all the baby animals went to the high mountain with a small backpacks.

Timmy ‘s mother also put a food container in Timmy ‘s backpack and said to him:

Remember when I told you that you keep some of your food in a safe place every day?

Timmy said in surprise:
Yes!

His mother showed him the dish and said:
These are the same foods! When you reach the mountain, give this dish to Mr. Eagle!

Timmy asked:
Mr. Eagle?

His mother laughed and sent him to the high mountain!

 

Source: moonzia

۰ ۰

بسته بندی مواد غذایی در سال 1402

چاپ و بسته بندی مواد غذایی در سال 1402

z1_f22g.jpg

 

صنعت چاپ و بسته بندی یکی از صنایع زیربنایی در کشورهای در حال توسعه است. نقش مهمی در توسعه صادرات، تجارت و روابط اقتصادی بین کشورها دارد.

برای نشان دادن وضعیت این صنعت، در حال حاضر کشورهایی در جهان هستند که با تقویت صنعت چاپ و بسته بندی تبلیغاتی می توانند درآمد زیادی از تجارت جهانی کسب کنند.

اما در مقابل این دسته از کشورها، کشورهای دیگری در جهان وجود دارند که علیرغم مزیت های اقتصادی در تولید بسیاری از محصولات، صرفاً به دلیل عدم وجود یک محصول قوی از بخش بزرگی از بازار مصرف جهانی کنار گذاشته شده اند. ایران بدون هیچ تعارفی در رتبه اول این کشورها قرار دارد. شواهد موجود نشان می دهد که در حال حاضر برخی از صادرکنندگان ایرانی محصولات خود را با کمترین قیمت جهانی به کشورهای شناخته شده صنعت بسته بندی می فروشند و این محصولات را با چند برابر قیمت خرده فروشی مجددا بسته بندی می کنند.

 

نقش چاپ و بسته بندی در روی فروش محصولات

تبلیغات تاثیر زیادی بر فروش محصول دارد. امروزه بسته بندی آنها یکی از راه های تبلیغ و بازاریابی محصولات می باشد. تبلیغات رایگان و خلاقانه را می توان روی کاغذ کادو انجام داد. شما می توانید محصولات و خدمات خود را از طریق تبلیغات به مشتریان معرفی کنید. امروزه چاپ اطلاعات بسته بندی محصولات یکی از مهمترین ابزارهاست. اما باید در این کار تخصص لازم را داشته باشید و روش درست و مناسب را انتخاب کنید.

زمانی که نام محصول، ترکیبات و اجزای آن، تاریخ مصرف، تاریخ ساخت و انقضای محصول، شرایط نگهداری آن و موارد مفیدی از این دست بر روی بسته بندی درج شود، اعتماد مشتری را جلب می کند. در عین حال نوع چاپ و بسته بندی نیز در این زمینه نقش بسزایی دارد. هرچه طراحی نوآورانه و خلاقانه تر باشد، توجه بیشتری را به خود جلب می کند. پس فقط محصولات خود را بسته بندی نکنید. سعی کنید تکنیک های جدید و مدرن، طراحی به روز و غیره را در بسته بندی قرار دهید تا توجه مشتری را به خود جلب کنید. کیفیت محصول نیز در جلب اعتماد مشتری نقش دارد.

 

نقش بسته بندی در صادرات

با رقابت شدید در بازار بین المللی، بسته بندی محصولات بسیار مهمتر از قبل شده است. در این بازارها، تولیدکنندگان و صادرکنندگان به انواع بسته بندی، طرح ها، چاپ و ... توجه زیادی دارند و آنها را یکی از ابزارهای بازاریابی خود می دانند. طراحی بسته بندی نقش مهمی در این امر ایفا می کند. طراحی خلاقانه به ما امکان می دهد نظرات مشتریان بیشتری را جلب کرده و محصولات خود را رقابتی تر کنیم. نکته دیگری که در زمینه صادرات و نقش بسته بندی می توان به آن اشاره کرد، اهمیت بازیابی و استفاده مجدد از بسته بندی محصولات به ویژه بسته بندی مواد غذایی است.

امروزه موضوع محیط زیست و حداقل آسیب های وارده بسیار مورد بحث قرار گرفته است تا بتوان بسته بندی را بازیافت کرد و بیش از پیش به چرخه طبیعی بازگرداند.

 

سخن آخر

بسته بندی بخشی از فروش است و تا حدودی می توان آن را جزء مهمی از آن دانست. اهمیت بسته بندی و استفاده از سلفون opp در این است که با انجام صحیح آن می توانید موفق تر از رقبای خود در بازار باشید. بسته بندی عالی با طراحی منحصر به فرد، چاپ و نوع کاغذی که در تولید آن به کار می رود، نقش مهمی در جلب اعتماد و توجه مصرف کنندگان دارد. بسته بندی باید به گونه ای باشد که بتواند به عنوان یک ابزار تبلیغاتی رایگان و کاربردی با محافظت و جلوگیری از آسیب به محصول به ویژه محصولات غذایی و دارویی، فروش را افزایش دهد.

 

۰ ۰